بیماری پسر طلا
سلام.به پسر گلم. سلام به همگی.
دیروز گل پسرم رو بردم دکتر. مطب دکتر آل طیب. برای اولین بار بود می بردمش اونجا. دکتر خودش فامیلش مرعشیه. گفتم ضرر نداره یه دکتر دیگه هم ببرم واسه چکاپ.
واسه آبربزش بینی اش که گفت همون قطره ای که خودم واسش میریختم خوب بود. یه شربت هم داد و گفت شبها بهش بده بخوره.
بعدش هم گلوش رو چک کرد و گفت یه مقدار خیلی کم لوزه اش یه کوچولو از سنش بیشتره که البته مشکلی نیست . اما وقتی یکسال یا یک سال و نیمگی اش پیش هر دکتری بردیش بهش این مطلبو بگو که دوباره چکش کنه.
اما دو تا چیز تو مطب دیدم که یکیش باعث تعجبم شد و یکش خیلی ناراحتم کرد.توی اتاق دکتر ، با خودم 4 نفر نشسته بودیم. یه خانمی با پسر یک ساله و سالمش جلوی ما بود. با دکتر اظهار آشنایی کرد. وقتی که خانومه رفت، دکتر به ما سه نفر گفت بنظرتون یه نوزاد 2 روزه سکته مغزی میکنه؟
ما هم ....gif)
.gif)
.gif)
.gif)
گفتیم امکان نداره. دکتر گفت ولی همین پسر خانوم 2 روزش که بود سکته مغزی داشت. بعدش هم گفت ما نوزاد داشتیم که سکته قلبی هم کرده.
با این حال خدا رو شکر کردم که پسر اون خانوم زنده مونده و خدا رو به خاطر سلامت آسمونم هزار بار شکر کردم.
یه خانوم دیگه هم که بعداز این خانوم بود و دکتر نوزاد 26 روزه اش رو معاینه کرد و توصیه های لازم رو بهش داد. بازم وقتی رفت دکتر گفت امان از دست بعضی مادرهای بیخیال و قدیمی فکر.
بچه اش زردی داشته و درجه اش به 40 رسیده تازه اونو برده بیمارستان.دکتر گفت زردی بچه نهایتاً 10 و خیلی خیلی زیاد باشه 15 هستش.
زردی این بچه اینقد زیاد بوده که زده به گوشش و الان کم شنواست. و احتمالا بزرگ که شد باید به مدرسه استثنایی بره.
من اینو که شنیدم اینقد غصه دار شدم که حد و حسابی نداشت. هنوز هم توی فکر اون مادر و به خصوص اون بچه هستم.
آسمونم امیدوارم همیشه سالم و تندرست و سرحال باشی و غم نبینی هیچوقت، هیچوقت توی زندگیت.
خدایا آسمونم رو همیشه در پناه خودت و زیر سایه مرتضی علی حفظ کن.
آمین یا رب العالمین.


بیماری پسر طلا
